Woordeskat
Leer Werkwoorde – Portugees (PT)

ouvir
Ele gosta de ouvir a barriga de sua esposa grávida.
گوش دادن
او دوست دارد به شکم همسر حاملهاش گوش دهد.

escolher
Ela escolhe um novo par de óculos escuros.
انتخاب کردن
او یک عینک آفتابی جدید انتخاب میکند.

ouvir
Não consigo ouvir você!
شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!

sublinhar
Ele sublinhou sua afirmação.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.

deixar
Ela deixa sua pipa voar.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.

passar por
Os médicos passam pelo paciente todos os dias.
سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.

decidir por
Ela decidiu por um novo penteado.
تصمیم گرفتن
او به مدل موی جدیدی تصمیم گرفته است.

colher
Nós colhemos muito vinho.
برداشت کردن
ما مقدار زیادی میوه مرکبات برداشت کردیم.

pegar
Ela secretamente pegou dinheiro dele.
گرفتن
او به طور مخفیانه پول از او گرفت.

estudar
As meninas gostam de estudar juntas.
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.

jogar fora
Ele pisa em uma casca de banana jogada fora.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.
