መዝገበ ቃላት
ክሮኤሽያኛ – የግሶች ልምምድ

با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.

نظارت کردن
همه چیز در اینجا توسط دوربینها نظارت میشود.

فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.

وجود داشتن
دایناسورها دیگر امروز وجود ندارند.

گذشتن
آن دو از کنار یکدیگر میگذرند.

هل دادن
پرستار بیمار را در ویلچر هل میدهد.

سپردن
صاحبها سگهایشان را برای پیادهروی به من میسپارند.

سوزاندن
یک آتش در شومینه میسوزد.

مالیات زدن
شرکتها به روشهای مختلف مالیات زده میشوند.

ورود کردن
همسایههای جدید در طبقه بالا ورود میکنند.

انجام شدن
مراسم تدفین روز پیش از دیروز انجام شد.
