መዝገበ ቃላት
ግሶችን ይማሩ – ሮማኒያንኛ

به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی میبینم.
se klart
Jeg kan se alt klart gennem mine nye briller.

بریدن
موسس موهای او را میبرد.
klippe
Frisøren klipper hendes hår.

برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
gå tilbage
Han kan ikke gå tilbage alene.

گپ زدن
او اغلب با همسایهاش گپ میزند.
chatte
Han chatter ofte med sin nabo.

اجاره گرفتن
او یک ماشین اجاره گرفت.
leje
Han lejede en bil.

ایستادن
او دیگر نمیتواند به تنهایی بایستد.
rejse sig
Hun kan ikke længere rejse sig selv.

بررسی کردن
مکانیکی عملکرد ماشین را بررسی میکند.
tjekke
Mekanikeren tjekker bilens funktioner.

ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.
bygge
Børnene bygger et højt tårn.

مخلوط کردن
تو میتوانی یک سالاد سالم با سبزیجات مخلوط کنی.
blande
Du kan blande en sund salat med grøntsager.

مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
sortere
Han kan lide at sortere sine frimærker.

چاپ کردن
کتابها و روزنامهها چاپ میشوند.
trykke
Bøger og aviser bliver trykt.
