المفردات
تعلم الأفعال – الفرنسية

لگد زدن
آنها دوست دارند لگد بزنند، اما فقط در فوتبال میزی.
sparka
De gillar att sparka, men bara i bordsfotboll.

نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!
förlova sig
De har hemligen förlovat sig!

احساس کردن
او نوزاد در شکم خود را احساس میکند.
känna
Hon känner bebisen i sin mage.

کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.
utforska
Människor vill utforska Mars.

پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
göra framsteg
Sniglar gör bara långsamma framsteg.

لغو شدن
قرارداد لغو شده است.
avbryta
Kontraktet har avbrutits.

فرستادن
من به شما یک نامه میفرستم.
skicka
Jag skickar dig ett brev.

باریدن
امروز بسیار برف باریده است.
snöa
Det snöade mycket idag.

داشتن
امروز تولد دختر ما است.
ha
Vår dotter har födelsedag idag.

برخاستن
هواپیما تازه برخاسته است.
lyfta
Planet lyfte precis.

نگاه کردن
او به دره پایین نگاه میکند.
titta ner
Hon tittar ner i dalen.
