Ordliste
Persisk – Verber Øvelse

متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.

لذت بردن
او از زندگی لذت میبرد.

تحویل دادن
دختر ما در تعطیلات روزنامه تحویل میدهد.

پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.

اجاره دادن
او خانه خود را اجاره میدهد.

محدود کردن
حصارها آزادی ما را محدود میکنند.

دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.

گپ زدن
او اغلب با همسایهاش گپ میزند.

محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.

هیجان زدن
منظره او را هیجان زده کرد.

ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
