Wortschatz
Tigrinya – Adjektivübung

پهن
ساحل پهن

استفاده شده
کالاهای استفاده شده

قوی
زن قوی

خوشمزه
پیتزا خوشمزه

کثیف
هوای کثیف

اسلوونیایی
پایتخت اسلوونیا

متحیر
بازدید کننده جنگل متحیر

جدی
یک جلسه جدی

خونین
لبهای خونین

غیرمحتمل
پرتاب غیرمحتمل

خندهدار
لباس پوشیدن خندهدار
