Wortschatz
Tigrinya – Verben-Übung

سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.

شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.

فرار کردن
بعضی بچهها از خانه فرار میکنند.

خواستن
نوعه من از من زیاد میخواهد.

قطع کردن
کارگر درخت را قطع میکند.

فشار دادن
او دکمه را فشار میدهد.

معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.

تحویل دادن
فرد تحویل کننده غذا را میآورد.

توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.

بهروز کردن
امروزه باید دانش خود را بهطور مداوم بهروز کنید.

با خود بردن
ما یک درخت کریسمس با خود بردیم.
