Vocabulary
Learn Verbs – Vietnamese

confier
Les propriétaires me confient leurs chiens pour une promenade.
سپردن
صاحبها سگهایشان را برای پیادهروی به من میسپارند.

profiter
Elle profite de la vie.
لذت بردن
او از زندگی لذت میبرد.

oublier
Elle a maintenant oublié son nom.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.

sentir
Il se sent souvent seul.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.

réparer
Il voulait réparer le câble.
تعمیر کردن
او میخواست کابل را تعمیر کند.

sauver
Les médecins ont pu lui sauver la vie.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.

vérifier
Le mécanicien vérifie les fonctions de la voiture.
بررسی کردن
مکانیکی عملکرد ماشین را بررسی میکند.

déménager
Le voisin déménage.
خارج شدن
همسایه خارج میشود.

couvrir
Elle a couvert le pain avec du fromage.
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.

ramener
La mère ramène sa fille à la maison.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.

vérifier
Le dentiste vérifie la dentition du patient.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانهای بیمار را بررسی میکند.
