Vocabulario
estonio – Ejercicio de verbos

انتخاب کردن
او یک عینک آفتابی جدید انتخاب میکند.

از دست دادن
او فرصت گل زدن را از دست داد.

رقصیدن
آنها با عشق یک تانگو را میرقصند.

تعمیر کردن
او میخواست کابل را تعمیر کند.

شگفتزده شدن
وقتی خبر را دریافت کرد شگفتزده شد.

برش زدن به اندازه
پارچه به اندازه برش زده میشود.

دراز کشیدن
قلعه در آنجا است - دقیقاً مقابل است!

متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.

وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.

نیاز داشتن
من تشنهام، نیاز به آب دارم!

دویدن
ورزشکار دو میزند.
