لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/104818122.webp
repair
He wanted to repair the cable.
تعمیر کردن
او می‌خواست کابل را تعمیر کند.
cms/verbs-webp/119895004.webp
write
He is writing a letter.
نوشتن
او یک نامه می‌نویسد.
cms/verbs-webp/122605633.webp
move away
Our neighbors are moving away.
جابجا شدن
همسایه‌های ما دارند جابجا می‌شوند.
cms/verbs-webp/51465029.webp
run slow
The clock is running a few minutes slow.
کم کار کردن
ساعت چند دقیقه کم کار می‌کند.
cms/verbs-webp/73751556.webp
pray
He prays quietly.
دعا کردن
او به آرامی دعا می‌کند.
cms/verbs-webp/123211541.webp
snow
It snowed a lot today.
باریدن
امروز بسیار برف باریده است.
cms/verbs-webp/120900153.webp
go out
The kids finally want to go outside.
بیرون رفتن
بچه‌ها سرانجام می‌خواهند بیرون بروند.
cms/verbs-webp/120655636.webp
update
Nowadays, you have to constantly update your knowledge.
به‌روز کردن
امروزه باید دانش خود را به‌طور مداوم به‌روز کنید.
cms/verbs-webp/103232609.webp
exhibit
Modern art is exhibited here.
نمایش دادن
هنر مدرن اینجا نمایش داده می‌شود.
cms/verbs-webp/63645950.webp
run
She runs every morning on the beach.
دویدن
او هر صبح روی ساحل می‌دود.
cms/verbs-webp/130770778.webp
travel
He likes to travel and has seen many countries.
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.
cms/verbs-webp/114091499.webp
train
The dog is trained by her.
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.