لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

touch
He touched her tenderly.
لمس کردن
او به طور محبتآمیز به او لمس میکند.

work together
We work together as a team.
همکاری کردن
ما به عنوان یک تیم همکاری میکنیم.

comment
He comments on politics every day.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.

understand
I can’t understand you!
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!

move in together
The two are planning to move in together soon.
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.

get to know
Strange dogs want to get to know each other.
شناختن
سگهای غریب میخواهند یکدیگر را بشناسند.

travel
We like to travel through Europe.
سفر کردن
ما دوست داریم از اروپا سفر کنیم.

cut down
The worker cuts down the tree.
قطع کردن
کارگر درخت را قطع میکند.

drive away
One swan drives away another.
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.

save
The girl is saving her pocket money.
ذخیره کردن
دختر در حال ذخیره کردن پول جیبی خود است.

beat
He beat his opponent in tennis.
زدن
او در تنیس حریف خود را زد.
