لغت

یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cms/verbs-webp/110646130.webp
cover
She has covered the bread with cheese.
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.
cms/verbs-webp/70864457.webp
deliver
The delivery person is bringing the food.
تحویل دادن
فرد تحویل کننده غذا را می‌آورد.
cms/verbs-webp/123179881.webp
practice
He practices every day with his skateboard.
تمرین کردن
او هر روز با اسکیت‌بورد خود تمرین می‌کند.
cms/verbs-webp/115029752.webp
take out
I take the bills out of my wallet.
بیرون آوردن
من قبض‌ها را از کیف پولم بیرون می‌آورم.
cms/verbs-webp/51119750.webp
find one’s way
I can find my way well in a labyrinth.
راه یافتن
من می‌توانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
cms/verbs-webp/72346589.webp
finish
Our daughter has just finished university.
تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.
cms/verbs-webp/87135656.webp
look around
She looked back at me and smiled.
نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.
cms/verbs-webp/87994643.webp
walk
The group walked across a bridge.
قدم زدن
گروه از روی پل قدم زد.
cms/verbs-webp/90821181.webp
beat
He beat his opponent in tennis.
زدن
او در تنیس حریف خود را زد.
cms/verbs-webp/67035590.webp
jump
He jumped into the water.
پریدن
او به آب پرید.
cms/verbs-webp/107407348.webp
travel around
I’ve traveled a lot around the world.
سفر کردن در
من در سراسر جهان زیاد سفر کرده‌ام.
cms/verbs-webp/102238862.webp
visit
An old friend visits her.
دیدن
یک دوست قدیمی او را می‌بیند.