لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)

cover
She has covered the bread with cheese.
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.

deliver
The delivery person is bringing the food.
تحویل دادن
فرد تحویل کننده غذا را میآورد.

practice
He practices every day with his skateboard.
تمرین کردن
او هر روز با اسکیتبورد خود تمرین میکند.

take out
I take the bills out of my wallet.
بیرون آوردن
من قبضها را از کیف پولم بیرون میآورم.

find one’s way
I can find my way well in a labyrinth.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.

finish
Our daughter has just finished university.
تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.

look around
She looked back at me and smiled.
نگاه کردن
او به من نگاه کرد و لبخند زد.

walk
The group walked across a bridge.
قدم زدن
گروه از روی پل قدم زد.

beat
He beat his opponent in tennis.
زدن
او در تنیس حریف خود را زد.

jump
He jumped into the water.
پریدن
او به آب پرید.

travel around
I’ve traveled a lot around the world.
سفر کردن در
من در سراسر جهان زیاد سفر کردهام.
