لغت
فنلاندی – تمرین افعال

نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.

پیچیدن
شما میتوانید به چپ بپیچید.

استفاده کردن
او روزانه از محصولات آرایشی استفاده میکند.

اجازه داشتن
شما مجاز به کشیدن سیگار در اینجا هستید!

استفاده کردن
حتی کودکان کوچک هم از تبلت استفاده میکنند.

بار آوردن
کار دفتری به او زیاد بار میآورد.

نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!

دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.

پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.

تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.

ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.
