لغت
فنلاندی – تمرین افعال

رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.

دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.

استفاده کردن
حتی کودکان کوچک هم از تبلت استفاده میکنند.

انتظار داشتن
خواهرم منتظر فرزند است.

اتفاق افتادن
چگونه در این وضعیت قرار گرفتیم؟

پیشنهاد دادن
او پیشنهاد داد گلها را آب بدهد.

بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.

احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.

گذشتن
دوران قرون وسطی گذشته است.

ذکر کردن
رئیس ذکر کرد که او را اخراج خواهد کرد.

توقف کردن
زن یک ماشین را متوقف میکند.
