لغت
فرانسوی – تمرین افعال

حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.

روی ... قدم زدن
من نمیتوانم با این پا روی زمین قدم بزنم.

یادداشت کردن
شما باید رمز عبور را یادداشت کنید!

لغو کردن
متأسفانه او جلسه را لغو کرد.

بیرون آوردن
من قبضها را از کیف پولم بیرون میآورم.

ترک کردن
من میخواهم از هماکنون سیگار را ترک کنم!

به سمت دویدن
دختر به سمت مادرش میدود.

شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.

پریدن روی
گاو به روی دیگری پریده است.

پیدا کردن
او در خود را باز پیدا کرد.

تقویت کردن
ورزش از نوع ژیمناستیک ماهیچهها را تقویت میکند.
