لغت
کردی (کرمانجی) – تمرین افعال

آوردن
سگ توپ را از آب میآورد.

زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.

ملاقات کردن
گاهی اوقات آنها در پله ملاقات میکنند.

انتظار داشتن
خواهرم منتظر فرزند است.

همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.

دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.

ترسیدن
کودک در تاریکی میترسد.

وارد کردن
نباید روغن را در زمین وارد کرد.

اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.

وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.

توضیح دادن
پدربزرگ به نوهاش دنیا را توضیح میدهد.
