لغت
تايلندی – تمرین افعال

به سمت دویدن
دختر به سمت مادرش میدود.

در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.

دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.

گیر کردن
من گیر کردهام و راهی برای خروج پیدا نمیکنم.

معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.

شروع کردن
مدرسه تازه برای بچهها شروع شده است.

محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.

شروع شدن
با ازدواج، زندگی جدیدی شروع میشود.

وصل کردن
گوشی خود را با یک کابل وصل کنید!

آمدن
خوشحالم که آمدی!

دویدن
ورزشکار در حال آمادهشدن برای دویدن است.
