لغت

اردو – تمرین افعال

cms/verbs-webp/103163608.webp
شمردن
او سکه‌ها را می‌شمارد.
cms/verbs-webp/124575915.webp
بهبود بخشیدن
او می‌خواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
cms/verbs-webp/109109730.webp
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.
cms/verbs-webp/43483158.webp
با قطار رفتن
من با قطار به آنجا می‌روم.
cms/verbs-webp/110667777.webp
مسئول بودن
دکتر مسئول درمان است.
cms/verbs-webp/128159501.webp
مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.
cms/verbs-webp/43100258.webp
ملاقات کردن
گاهی اوقات آنها در پله ملاقات می‌کنند.
cms/verbs-webp/104167534.webp
مالک بودن
من یک ماشین اسپرت قرمز دارم.
cms/verbs-webp/109588921.webp
خاموش کردن
او ساعت زنگ‌دار را خاموش می‌کند.
cms/verbs-webp/118011740.webp
ساختن
بچه‌ها یک برج بلند می‌سازند.
cms/verbs-webp/124274060.webp
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
cms/verbs-webp/80552159.webp
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمی‌کند.