لغت
یادگیری افعال – فرانسوی

couvrir
Elle couvre son visage.
پوشاندن
او صورت خود را میپوشاند.

expliquer
Elle lui explique comment l’appareil fonctionne.
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.

appuyer
Il appuie sur le bouton.
فشار دادن
او دکمه را فشار میدهد.

dépenser
Elle a dépensé tout son argent.
خرج کردن
او همه پول خود را خرج کرد.

accoucher
Elle va accoucher bientôt.
زایمان کردن
او به زودی زایمان میکند.

sauver
Les médecins ont pu lui sauver la vie.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.

pendre
Le hamac pend du plafond.
آویخته شدن
گهواره از سقف آویخته شده است.

vivre
Vous pouvez vivre de nombreuses aventures à travers les livres de contes.
تجربه کردن
شما میتوانید از طریق کتابهای داستان های جادویی ماجراهای زیادی را تجربه کنید.

ignorer
L’enfant ignore les paroles de sa mère.
نادیده گرفتن
کودک سخنان مادرش را نادیده میگیرد.

se présenter
Tout le monde à bord se présente au capitaine.
گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش میدهند.

mesurer
Cet appareil mesure combien nous consommons.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
