لغت

یادگیری افعال – فرانسوی

cms/verbs-webp/63244437.webp
couvrir
Elle couvre son visage.
پوشاندن
او صورت خود را می‌پوشاند.
cms/verbs-webp/100634207.webp
expliquer
Elle lui explique comment l’appareil fonctionne.
توضیح دادن
او به او توضیح می‌دهد چگونه دستگاه کار می‌کند.
cms/verbs-webp/88597759.webp
appuyer
Il appuie sur le bouton.
فشار دادن
او دکمه را فشار می‌دهد.
cms/verbs-webp/118253410.webp
dépenser
Elle a dépensé tout son argent.
خرج کردن
او همه پول خود را خرج کرد.
cms/verbs-webp/104849232.webp
accoucher
Elle va accoucher bientôt.
زایمان کردن
او به زودی زایمان می‌کند.
cms/verbs-webp/123953850.webp
sauver
Les médecins ont pu lui sauver la vie.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.
cms/verbs-webp/87142242.webp
pendre
Le hamac pend du plafond.
آویخته شدن
گهواره از سقف آویخته شده است.
cms/verbs-webp/84819878.webp
vivre
Vous pouvez vivre de nombreuses aventures à travers les livres de contes.
تجربه کردن
شما می‌توانید از طریق کتاب‌های داستان های جادویی ماجراهای زیادی را تجربه کنید.
cms/verbs-webp/71883595.webp
ignorer
L’enfant ignore les paroles de sa mère.
نادیده گرفتن
کودک سخنان مادرش را نادیده می‌گیرد.
cms/verbs-webp/82845015.webp
se présenter
Tout le monde à bord se présente au capitaine.
گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش می‌دهند.
cms/verbs-webp/68845435.webp
mesurer
Cet appareil mesure combien nous consommons.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازه‌گیری می‌کند.
cms/verbs-webp/104907640.webp
récupérer
L’enfant est récupéré à la maternelle.
جمع کردن
کودک از مهدکودک جمع می‌شود.