لغت
یادگیری افعال – لهستانی

wprowadzać
Oleju nie należy wprowadzać do ziemi.
وارد کردن
نباید روغن را در زمین وارد کرد.

kopać
W sztukach walki musisz umieć dobrze kopać.
لگد زدن
در هنرهای رزمی، باید بتوانید خوب لگد بزنید.

śpiewać
Dzieci śpiewają piosenkę.
خواندن
کودکان یک ترانه میخوانند.

używać
Nawet małe dzieci używają tabletów.
استفاده کردن
حتی کودکان کوچک هم از تبلت استفاده میکنند.

uciec
Niektóre dzieci uciekają z domu.
فرار کردن
بعضی بچهها از خانه فرار میکنند.

poruszać
Ile razy mam poruszyć ten argument?
مطرح کردن
چند بار باید این استدلال را مطرح کنم؟

zabić
Uważaj, możesz tym toporem kogoś zabić!
کشتن
مراقب باشید، با این تبر میتوانید کسی را بکشید!

schodzić
Samolot schodzi nad oceanem.
پایین رفتن
هواپیما بر فراز اقیانوس پایین میآید.

pozwolić
Nikt nie chce pozwolić mu przejść przed siebie przy kasie w supermarkecie.
رها کردن
هیچ کس نمیخواهد او را در مقابل صف اسوپرمارکت رها کند.

dyskutować
Oni dyskutują nad swoimi planami.
بحران کردن
آنها برنامههای خود را بحران میکنند.

rozumieć
Nie można zrozumieć wszystkiego o komputerach.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
