لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)

منتظر ماندن
کودکان همیشه منتظر برف هستند.
ንቕድሚት ንጥምት
ቆልዑ ኩሉ ግዜ በረድ ብሃንቀውታ ይጽበዩ።

آموزش دادن
او جغرافیا میآموزد.
ምምሃር
ጂኦግራፊ ይምህር።

توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.
ተስማምቲ
ጎደኞታት በጃ ባይነት ምስ ስምምድ ኣይተስማምትን።

فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.
ትሪግር
እቲ ትኪ ድማ ነቲ ኣላርም ኣበገሶ።

توقف کردن
شما باید در چراغ قرمز توقف کنید.
ደው ምባል
ኣብቲ ቀይሕ መብራህቲ ደው ክትብል ኣለካ።

بخشیدن
من بدهیهای او را میبخشم.
ይቕረ በሉ
ዕዳኡ ይቕረ እብለሉ።

با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.
ምስ
ሓደ ሰብ ክዛረቦ ይግባእ፤ ኣዝዩ ጽምዋ’ዩ።

خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
ሰሰናዩ በል
እታ ሰበይቲ ተፋንያ።

تقویت کردن
ورزش از نوع ژیمناستیک ماهیچهها را تقویت میکند.
ምሕያል
ጂምናስቲክ ንጭዋዳታት የሐይሎ።

گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش میدهند.
ጸብጻብ ናብ
ኩሎም ኣብታ መርከብ ዝነበሩ ናብ ካፕቴን ጸብጻብ ይህቡ።

گپ زدن
او اغلب با همسایهاش گپ میزند.
ዕላል
ብዙሕ ግዜ ምስ ጎረቤቱ ይዕልል።
