शब्दावली

पुर्तगाली (BR) – क्रिया व्यायाम

cms/verbs-webp/64278109.webp
خوردن
من سیب را خورده‌ام.
cms/verbs-webp/15845387.webp
بلند کردن
مادر نوزاد خود را بلند می‌کند.
cms/verbs-webp/132305688.webp
هدر دادن
نباید انرژی را هدر داد.
cms/verbs-webp/97593982.webp
آماده کردن
صبحانه‌ی لذیذی آماده شده است!
cms/verbs-webp/130770778.webp
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.
cms/verbs-webp/72346589.webp
تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.
cms/verbs-webp/75825359.webp
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
cms/verbs-webp/100298227.webp
آغوش کردن
او پدر پیر خود را در آغوش می‌گیرد.
cms/verbs-webp/102169451.webp
مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.
cms/verbs-webp/89084239.webp
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینه‌های گرمایشی خود را کاهش دهم.
cms/verbs-webp/99725221.webp
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.
cms/verbs-webp/110401854.webp
اقامت یافتن
ما در یک هتل ارزان اقامت یافتیم.