Rječnik
Naučite glagole – tagalog

خرج کردن
او همه پول خود را خرج کرد.
potrošiti
Ona je potrošila sav svoj novac.

تعمیر کردن
او میخواست کابل را تعمیر کند.
popraviti
Htio je popraviti kabel.

بیرون کشیدن
چگونه میخواهد این ماهی بزرگ را بیرون بکشد؟
izvući
Kako će izvući tu veliku ribu?

کشیدن
او سورتمه را میکشد.
povući
On povlači sanku.

بیرون کشیدن
پریز بیرون کشیده شده!
izvući
Utikač je izvučen!

بازگشتن
من نمیتوانم راه بازگشت را پیدا کنم.
snaći se
Ne mogu se snaći kako da se vratim.

سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.
pušiti
On puši lulu.

فروختن
تاجران بسیار کالا میفروشند.
prodavati
Trgovci prodaju mnoge proizvode.

ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
ostaviti stajati
Danas mnogi moraju ostaviti svoje automobile da stoje.

ایجاد کردن
آنها با هم زیاد چیزی ایجاد کردهاند.
izgraditi
Mnogo su toga zajedno izgradili.

دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.
znati
Djeca su vrlo znatiželjna i već puno znaju.
