Rječnik
Naučite glagole – tagalog

restringir
O comércio deve ser restringido?
محدود کردن
آیا باید تجارت را محدود کرد؟

conversar
Eles conversam um com o outro.
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.

atingir
O ciclista foi atingido.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.

olhar para baixo
Ela olha para o vale abaixo.
نگاه کردن
او به دره پایین نگاه میکند.

empurrar
A enfermeira empurra o paciente em uma cadeira de rodas.
هل دادن
پرستار بیمار را در ویلچر هل میدهد.

recompensar
Ele foi recompensado com uma medalha.
پاداش دادن
او با یک مدال پاداش داده شد.

maravilhar-se
Ela ficou maravilhada quando recebeu a notícia.
شگفتزده شدن
وقتی خبر را دریافت کرد شگفتزده شد.

amar
Ela realmente ama seu cavalo.
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.

alimentar
As crianças estão alimentando o cavalo.
غذا دادن
بچهها به اسب غذا میدهند.

misturar
Vários ingredientes precisam ser misturados.
مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.

proteger
A mãe protege seu filho.
محافظت کردن
مادر از فرزند خود محافظت میکند.
