Szókincs
Tanuljon igéket – katalán

اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
corregir
El profesor corrige los ensayos de los estudiantes.

تمیز کردن
او آشپزخانه را تمیز میکند.
limpiar
Ella limpia la cocina.

فرستادن
من به شما یک پیام فرستادم.
enviar
Te envié un mensaje.

مراقبت کردن
پسرمان از ماشین جدیدش خیلی خوب مراقبت میکند.
cuidar
Nuestro hijo cuida muy bien de su nuevo coche.

تصاحب کردن
ملخها تصاحب کردهاند.
apoderarse de
Las langostas se han apoderado.

دراز کشیدن
آنها خسته بودند و دراز کشیدند.
acostarse
Estaban cansados y se acostaron.

گرفتن
او به طور مخفیانه پول از او گرفت.
tomar
Ella tomó dinero de él en secreto.

متوجه شدن
او کسی را در بیرون متوجه میشود.
notar
Ella nota a alguien afuera.

برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
regresar
Él no puede regresar solo.

ول کردن
شما نباید گریپ را ول کنید!
soltar
¡No debes soltar el agarre!

وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.
dejar entrar
Nunca se debe dejar entrar a extraños.
