Բառապաշար

Սովորիր բայերը – Danish

cms/verbs-webp/75825359.webp
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
tillate
Faren tillot ham ikke å bruke datamaskinen sin.
cms/verbs-webp/62069581.webp
فرستادن
من به شما یک نامه می‌فرستم.
sende
Jeg sender deg et brev.
cms/verbs-webp/96476544.webp
تعیین کردن
تاریخ در حال تعیین شدن است.
fastsette
Datoen blir fastsatt.
cms/verbs-webp/40094762.webp
بیدار کردن
ساعت زنگ دار ساعت 10 صبح او را بیدار می‌کند.
vekke
Vekkerklokken vekker henne kl. 10.
cms/verbs-webp/105504873.webp
خواستن ترک کردن
او می‌خواهد هتل خود را ترک کند.
ville forlate
Hun vil forlate hotellet sitt.
cms/verbs-webp/91147324.webp
پاداش دادن
او با یک مدال پاداش داده شد.
belønne
Han ble belønnet med en medalje.
cms/verbs-webp/102136622.webp
کشیدن
او سورتمه را می‌کشد.
dra
Han drar sleden.
cms/verbs-webp/130938054.webp
پوشاندن
کودک خود را می‌پوشاند.
dekke
Barnet dekker seg selv.
cms/verbs-webp/102823465.webp
نشان دادن
من می‌توانم یک ویزا در گذرنامه‌ام نشان دهم.
vise
Jeg kan vise et visum i passet mitt.
cms/verbs-webp/67955103.webp
خوردن
جوجه‌ها دانه‌ها را می‌خورند.
spise
Hønene spiser kornene.
cms/verbs-webp/61575526.webp
جای دادن
بسیاری از خانه‌های قدیمی باید به خانه‌های جدید جای بدهند.
vike
Mange gamle hus må vike for de nye.
cms/verbs-webp/114888842.webp
نشان دادن
او آخرین مد را نشان می‌دهد.
vise frem
Hun viser frem den siste moten.