Բառապաշար
Սովորիր բայերը – Danish

اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
tillate
Faren tillot ham ikke å bruke datamaskinen sin.

فرستادن
من به شما یک نامه میفرستم.
sende
Jeg sender deg et brev.

تعیین کردن
تاریخ در حال تعیین شدن است.
fastsette
Datoen blir fastsatt.

بیدار کردن
ساعت زنگ دار ساعت 10 صبح او را بیدار میکند.
vekke
Vekkerklokken vekker henne kl. 10.

خواستن ترک کردن
او میخواهد هتل خود را ترک کند.
ville forlate
Hun vil forlate hotellet sitt.

پاداش دادن
او با یک مدال پاداش داده شد.
belønne
Han ble belønnet med en medalje.

کشیدن
او سورتمه را میکشد.
dra
Han drar sleden.

پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
dekke
Barnet dekker seg selv.

نشان دادن
من میتوانم یک ویزا در گذرنامهام نشان دهم.
vise
Jeg kan vise et visum i passet mitt.

خوردن
جوجهها دانهها را میخورند.
spise
Hønene spiser kornene.

جای دادن
بسیاری از خانههای قدیمی باید به خانههای جدید جای بدهند.
vike
Mange gamle hus må vike for de nye.
