ლექსიკა
ფინური – ზმნები სავარჯიშო

نقاشی کردن
من برای تو یک تابلوی زیبا نقاشی کردهام!

فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.

مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.

بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.

جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.

برگشتن
پدر از جنگ برگشته است.

نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.

شروع شدن
با ازدواج، زندگی جدیدی شروع میشود.

نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.

بهروز کردن
امروزه باید دانش خود را بهطور مداوم بهروز کنید.

خواستن
نوعه من از من زیاد میخواهد.
