Сөздік

Етістіктерді үйреніңіз – Nynorsk

cms/verbs-webp/115113805.webp
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ می‌زنند.
babili
Ili babilas kun unu la alian.
cms/verbs-webp/68761504.webp
بررسی کردن
دندانپزشک دندان‌های بیمار را بررسی می‌کند.
kontroli
La dentisto kontrolas la pacientan dentaron.
cms/verbs-webp/128376990.webp
قطع کردن
کارگر درخت را قطع می‌کند.
detranchi
La laboristo detranchas la arbon.
cms/verbs-webp/129244598.webp
محدود کردن
در یک رژیم غذایی، باید میزان غذای خود را محدود کنید.
limigi
Dum dieto, oni devas limigi sian manĝaĵon.
cms/verbs-webp/67232565.webp
توافق کردن
همسایه‌ها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.
konsenti
La najbaroj ne povis konsenti pri la koloro.
cms/verbs-webp/73649332.webp
فریاد زدن
اگر می‌خواهید شنیده شوید، باید پیام خود را به طور بلند فریاد بزنید.
krii
Se vi volas esti aŭdata, vi devas laŭte krii vian mesaĝon.
cms/verbs-webp/99602458.webp
محدود کردن
آیا باید تجارت را محدود کرد؟
limigi
Ĉu oni devus limigi komercon?
cms/verbs-webp/124274060.webp
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
forlasi
Ŝi forlasis al mi tranĉon de pico.
cms/verbs-webp/84850955.webp
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
ŝanĝi
Multo ŝanĝiĝis pro klimata ŝanĝiĝo.
cms/verbs-webp/28642538.webp
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشین‌های خود را ایستاده گذارند.
lasi
Hodiaŭ multaj devas lasi siajn aŭtojn senmuvaj.
cms/verbs-webp/50772718.webp
لغو شدن
قرارداد لغو شده است.
nuligi
La kontrakto estis nuligita.
cms/verbs-webp/32796938.webp
فرستادن
او می‌خواهد الان نامه را بفرستد.
elsendi
Ŝi volas nun elsendi la leteron.