Сөздік
Етістіктерді үйреніңіз – Nynorsk

گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.
babili
Ili babilas kun unu la alian.

بررسی کردن
دندانپزشک دندانهای بیمار را بررسی میکند.
kontroli
La dentisto kontrolas la pacientan dentaron.

قطع کردن
کارگر درخت را قطع میکند.
detranchi
La laboristo detranchas la arbon.

محدود کردن
در یک رژیم غذایی، باید میزان غذای خود را محدود کنید.
limigi
Dum dieto, oni devas limigi sian manĝaĵon.

توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.
konsenti
La najbaroj ne povis konsenti pri la koloro.

فریاد زدن
اگر میخواهید شنیده شوید، باید پیام خود را به طور بلند فریاد بزنید.
krii
Se vi volas esti aŭdata, vi devas laŭte krii vian mesaĝon.

محدود کردن
آیا باید تجارت را محدود کرد؟
limigi
Ĉu oni devus limigi komercon?

گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
forlasi
Ŝi forlasis al mi tranĉon de pico.

تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
ŝanĝi
Multo ŝanĝiĝis pro klimata ŝanĝiĝo.

ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
lasi
Hodiaŭ multaj devas lasi siajn aŭtojn senmuvaj.

لغو شدن
قرارداد لغو شده است.
nuligi
La kontrakto estis nuligita.
