Сөз байлыгы

Этиштерди үйрөнүү – түркчө

cms/verbs-webp/57410141.webp
descobrir
Meu filho sempre descobre tudo.
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه می‌شود.
cms/verbs-webp/123953850.webp
salvar
Os médicos conseguiram salvar sua vida.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.
cms/verbs-webp/86215362.webp
enviar
Esta empresa envia produtos para todo o mundo.
فرستادن
این شرکت کالاها را به سراسر جهان می‌فرستد.
cms/verbs-webp/46998479.webp
discutir
Eles discutem seus planos.
بحران کردن
آنها برنامه‌های خود را بحران می‌کنند.
cms/verbs-webp/74693823.webp
precisar
Você precisa de um macaco para trocar um pneu.
نیاز داشتن
تو برای تغییر تایر به یک وینچ نیاز داری.
cms/verbs-webp/87153988.webp
promover
Precisamos promover alternativas ao tráfego de carros.
تبلیغ کردن
ما باید گزینه‌های جایگزین برای ترافیک خودرو تبلیغ کنیم.
cms/verbs-webp/125319888.webp
cobrir
Ela cobre seu cabelo.
پوشاندن
او موهای خود را می‌پوشاند.
cms/verbs-webp/101765009.webp
acompanhar
O cachorro os acompanha.
همراهی کردن
سگ با آنها همراهی می‌کند.
cms/verbs-webp/90419937.webp
mentir
Ele mentiu para todos.
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.
cms/verbs-webp/76938207.webp
viver
Nós vivemos em uma tenda nas férias.
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.
cms/verbs-webp/68779174.webp
representar
Advogados representam seus clientes no tribunal.
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی می‌کنند.
cms/verbs-webp/109096830.webp
buscar
O cachorro busca a bola na água.
آوردن
سگ توپ را از آب می‌آورد.