Vocabulário
Georgiano – Exercício de Verbos

فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!

زدن
کی زنگ در را زد؟

دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.

گم شدن
کلید من امروز گم شده!

چرخاندن
او گوشت را چرخاند.

دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.

اتفاق افتادن
در خواب چیزهای عجیبی اتفاق میافتد.

همراه شدن
الان همراه شو!

دود کردن
گوشت برای نگهداری دود شده است.

دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.

پایان یافتن
مسیر اینجا پایان مییابد.
