Vocabulário
Norueguês – Exercício de Verbos

لمس کردن
کشاورز گیاهان خود را لمس میکند.

اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.

افزایش دادن
شرکت درآمد خود را افزایش داده است.

گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.

ناراحت شدن
او ناراحت میشود زیرا او همیشه خر خر میکند.

شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.

سخنرانی کردن
سیاستمدار در مقابل بسیاری از دانشآموزان سخنرانی میکند.

نابود کردن
گردباد بسیاری از خانهها را نابود میکند.

مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.

گفتن
او به او یک راز میگوید.

نوشیدن
او چای مینوشد.
