Vocabular
Urdu – Exercițiu pentru verbe

کار کردن
قرصهای شما هنوز کار میکنند؟

وابسته بودن
او نابینا است و به کمک بیرونی وابسته است.

دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.

قبول کردن
نمیتوانم آن را تغییر دهم، باید آن را قبول کنم.

آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.

نوبت گرفتن
لطفاً منتظر بمانید، به زودی نوبت شما میرسد!

پیشنهاد دادن
زن به دوستش چیزی پیشنهاد میدهد.

دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.

فرستادن
من به شما یک نامه میفرستم.

گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.

شروع کردن
مدرسه تازه برای بچهها شروع شده است.
