Речник
корејски Глаголи Вежба

حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.

بررسی کردن
نمونههای خون در این آزمایشگاه بررسی میشوند.

رای دادن
رایدهندگان امروز راجع به آیندهشان رای میدهند.

راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.

باید
او باید از اینجا پیاده شود.

توافق کردن
آنها توافق کردند تا قرارداد را امضاء کنند.

بیدار کردن
ساعت زنگ دار ساعت 10 صبح او را بیدار میکند.

زنگ زدن
او فقط در وقت ناهار میتواند زنگ بزند.

شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.

اجاره دادن
او خانه خود را اجاره میدهد.

تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.
