Ordförråd
amhariska – Verb Övning

بیدار کردن
ساعت زنگ دار ساعت 10 صبح او را بیدار میکند.

نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.

باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟

برگشتن
معلم مقالات را به دانشآموزان برمیگرداند.

تصمیم گرفتن
او به مدل موی جدیدی تصمیم گرفته است.

همراه شدن
الان همراه شو!

دور انداختن
چیزی از کشو ندور!

نقاشی کردن
من برای تو یک تابلوی زیبا نقاشی کردهام!

شروع کردن
مدرسه تازه برای بچهها شروع شده است.

قطع کردن
کارگر درخت را قطع میکند.

توافق کردن
آنها توافق کردند تا قرارداد را امضاء کنند.
