Ordförråd
bulgariska – Verb Övning

شمردن
او سکهها را میشمارد.

انجام دادن
او تعمیرات را انجام میدهد.

پیشنهاد دادن
زن به دوستش چیزی پیشنهاد میدهد.

تمیز کردن
او آشپزخانه را تمیز میکند.

فریاد زدن
پسر به همه توان خود فریاد میزند.

منتشر کردن
ناشر کتابهای زیادی را منتشر کرده است.

رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.

ترسیدن
کودک در تاریکی میترسد.

تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.

امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.

دفاع کردن
دو دوست همیشه میخواهند از یکدیگر دفاع کنند.
