Ordförråd
vietnamesiska – Verb Övning

با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.

دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.

فرستادن
او یک نامه میفرستد.

فراخواندن
معلم دانشآموز را فرا میخواند.

وارد شدن
کشتی در حال ورود به بندر است.

قطعه قطعه کردن
برای سالاد، باید خیار را قطعه قطعه کنید.

تحویل دادن
پیک پیتزا پیتزا را تحویل میدهد.

رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.

دوست شدن
این دو دوست شدهاند.

فشار دادن
او لیمو را فشار میدهد.

شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!
