சொல்லகராதி
ஹீப்ரு – வினைச்சொற்கள் பயிற்சி

زایمان کردن
او به زودی زایمان میکند.

راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی میکند.

باعث شدن
الکل میتواند باعث سردرد شود.

بیرون کشیدن
پریز بیرون کشیده شده!

اثبات کردن
او میخواهد یک فرمول ریاضی را اثبات کند.

آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.

کشف کردن
دریانوردان یک سرزمین جدید کشف کردهاند.

نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!

نشان دادن
من میتوانم یک ویزا در گذرنامهام نشان دهم.

انجام شدن
مراسم تدفین روز پیش از دیروز انجام شد.

برداشتن
بیل ماشین خاک را دارد میبرد.
