คำศัพท์
ทีกรินยา – แบบฝึกหัดกริยา

سوار شدن
بچهها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.

پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را میدهد.

ناراحت شدن
او ناراحت میشود زیرا او همیشه خر خر میکند.

باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.

احساس کردن
او نوزاد در شکم خود را احساس میکند.

قدم زدن
گروه از روی پل قدم زد.

گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.

پیشنهاد دادن
زن به دوستش چیزی پیشنهاد میدهد.

با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.

بحران کردن
آنها برنامههای خود را بحران میکنند.

گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!
