Лексика
нідерландська – Дієслова Вправа

خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.

ناراحت شدن
او ناراحت میشود زیرا او همیشه خر خر میکند.

لغو شدن
پرواز لغو شده است.

سخت یافتن
هر دوی آنها وداع گفتن را سخت مییابند.

گوش دادن
او دوست دارد به شکم همسر حاملهاش گوش دهد.

تکمیل کردن
او هر روز مسیر دویدنش را تکمیل میکند.

احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.

تحمل کردن
او نمیتواند آواز خوانی را تحمل کند.

مجازات کردن
او دخترش را مجازات کرد.

برداشت کردن
ما مقدار زیادی میوه مرکبات برداشت کردیم.

شروع شدن
با ازدواج، زندگی جدیدی شروع میشود.
