ذخیرہ الفاظ
فعل سیکھیں – انگریزی (US)

增加
人口大幅增加。
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

撞
火车撞上了汽车。
زدن
قطار به ماشین زد.

查找
你不知道的,你必须查找。
جستجو کردن
آنچه را نمیدانی، باید جستجو کنی.

买
我们买了很多礼物。
خریدن
ما بسیار هدیه خریدهایم.

展示
他向孩子展示这个世界。
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.

花钱
我们需要花很多钱进行维修。
خرج کردن
ما باید پول زیادی برای تعمیرات خرج کنیم.

剪裁
形状需要被剪裁。
برش زدن
باید شکلها را برش بزنید.

通过
水太高了; 卡车不能通过。
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.

容易
冲浪对他来说很容易。
آسان بودن
سواری بر موج برای او آسان است.

炫耀
他喜欢炫耀他的钱。
نمایش دادن
او دوست دارد پول خود را نمایش بدهد.

追赶
牛仔追赶马群。
تعقیب کردن
کابوی اسبها را تعقیب میکند.
