ذخیرہ الفاظ
آرمینیائی – فعل کی مشق

احساس کردن
مادر بسیار محبت به فرزندش احساس میکند.

کنار گذاشتن
من میخواهم هر ماه کمی پول برای بعداً کنار بگذارم.

بحران کردن
همکاران مشکل را بحران میکنند.

ملاقات کردن
گاهی اوقات آنها در پله ملاقات میکنند.

پوشاندن
کودک گوشهایش را میپوشاند.

اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.

شروع کردن
مدرسه تازه برای بچهها شروع شده است.

ول کردن
شما نباید گریپ را ول کنید!

ذخیره کردن
دختر در حال ذخیره کردن پول جیبی خود است.

وارد کردن
من قرار را در تقویم خود وارد کردهام.

خوردن
امروز چه میخواهیم بخوریم؟
