ذخیرہ الفاظ
جارجیائی – فعل کی مشق

سپردن
صاحبها سگهایشان را برای پیادهروی به من میسپارند.

باز کردن
کودک هدیهاش را باز میکند.

بیرون رفتن
بچهها سرانجام میخواهند بیرون بروند.

دور انداختن
چیزی از کشو ندور!

سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.

باریدن
امروز بسیار برف باریده است.

ترک کردن
من میخواهم از هماکنون سیگار را ترک کنم!

دوست شدن
این دو دوست شدهاند.

کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینههای گرمایشی خود را کاهش دهم.

قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.

فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
