ذخیرہ الفاظ

جارجیائی – فعل کی مشق

cms/verbs-webp/124458146.webp
سپردن
صاحب‌ها سگ‌هایشان را برای پیاده‌روی به من می‌سپارند.
cms/verbs-webp/74119884.webp
باز کردن
کودک هدیه‌اش را باز می‌کند.
cms/verbs-webp/120900153.webp
بیرون رفتن
بچه‌ها سرانجام می‌خواهند بیرون بروند.
cms/verbs-webp/120370505.webp
دور انداختن
چیزی از کشو ندور!
cms/verbs-webp/130770778.webp
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.
cms/verbs-webp/123211541.webp
باریدن
امروز بسیار برف باریده است.
cms/verbs-webp/30314729.webp
ترک کردن
من می‌خواهم از هم‌اکنون سیگار را ترک کنم!
cms/verbs-webp/117421852.webp
دوست شدن
این دو دوست شده‌اند.
cms/verbs-webp/89084239.webp
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینه‌های گرمایشی خود را کاهش دهم.
cms/verbs-webp/46385710.webp
قبول کردن
اینجا کارت‌های اعتباری قبول می‌شوند.
cms/verbs-webp/108118259.webp
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
cms/verbs-webp/90292577.webp
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.