ذخیرہ الفاظ
ویتنامی – فعل کی مشق

بیرون رفتن
او از ماشین بیرون میآید.

رای دادن
رایدهندگان امروز راجع به آیندهشان رای میدهند.

نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.

صحبت کردن
او با مخاطبان خود صحبت میکند.

پیشنهاد دادن
او پیشنهاد داد گلها را آب بدهد.

پرت کردن
گاو مرد را پرت کرده است.

آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.

تحویل دادن
پیک پیتزا پیتزا را تحویل میدهد.

خدمت کردن
آشپز امروز خودش به ما خدمت میکند.

رای دادن
افراد به یک نامزد برای یا علیه او رای میدهند.

سوزاندن
شما نباید پول را بسوزانید.
