Từ vựng
Phần Lan – Bài tập động từ

احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.

برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.

مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.

نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.

اقامت یافتن
ما در یک هتل ارزان اقامت یافتیم.

پیچیدن
شما میتوانید به چپ بپیچید.

حرکت کردن
حرکت کردن زیاد سالم است.

پریدن
کودک با شادی دارد میپرد.

تصاحب کردن
ملخها تصاحب کردهاند.

مراقبت کردن
سرایدار ما از پاک کردن برف مراقبت میکند.

پریدن روی
گاو به روی دیگری پریده است.
